اشعار پیشواز ماه محرم (۴)

مجله تفریحی سرگرمی دخترونه

اشعار پیشواز ماه محرم (۴)

اشعار استقبال از محرم, شعر و ترانه

مداحی ورود به محرم

 

سلام ای طلوعِ هلالِ شکسته

تو ای فجرِ قرآنِ در خون نشسته

 

چنان در پسِ غم پُر از بُغض و آهی

نشد باورم که تو آن روی ماهی

 

الا ای هلالی که هم رنگِ خونی

ز داغِ شقایق چِه مستِ جنونی

 

شد از داغِ کرببلا قامتت خم

چو دریا شدی موجی از هاله ی غم

 

سلام ای قدم های خورشید عالم 

حسین ای همه شور و حالِ محرم

 

گِلِ جانِ ما را ز خونت سرشتند

به بزمِ ولایت محبت نوشتند!

هستی محرابی

 

نوحه ورود به محرم, مداحی محرم

اشعار پیشواز ماه محرم

 

محرّم آمده از شهر غم، عَلَم در دست

برای سینه زدن، تکیه شد سراسر دست

 

محرّم آمد و خم­خانه‌ی ازل وا شد

وضو ز. باده گرفتم، زدم به ساغر دست

 

حسین آمده با ذوالفقار گریانش

که: هان حسینم و تنهاترین علم بر دست

 

حسین آمده تا شرح شقشقیّه کند

حسین آمده با خطبه‌ی پدر در دست

 

(چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:

به ذوالفقار مگر برده است حیدر، دست؟)

 

چو ذوالفقار علی چرخ می‌زند، بی تاب

چه حال داده خدایا مگر به اکبر دست؟

 

ز. خیمه گاه می‌آید چو گرد باد عطش

حسین را بنگر پاره‌ی جگر در دست!

 

چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا!

چه حال بود به ما داد روز محشر دست!

 

بدو شکایت اهل مدینه خواهم برد

به خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست

 

نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنم

به لحظه‌ای که برد شمر، سوی خنجر، دست

 

به خویش می‌نگرم با دو چشم خون آلود

نگاه کردم و در نهر شد شناور، دست

 

به رود علقمه بنگر که می‌زند بر سر

به دستگیریِمان موج شد سراسر دست!

 

نمی‌توانم بر روی عشق، بندم چشم‌

نمی‌توانم بردارم از برادر، دست

 

تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش

ز. هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست

 

به پای دست تو سر می‌دهند، سرداران

به احترام تو با چشم شد برابر، دست!

 

به یاد دست تو‌ای روشنای چشم حسین!

چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست

 

تو را فروتنی از اسب بر زمین انداخت‌

نمی‌رسید وگرنه به آن صنوبر، دست

 

قنوت، پر زدن دست­‌های مشتاق است

به احترام ابوالفضل می‌کشد، پر، دست!

 

مگر تو دست بگیری که دست­گیر تویی

به آستان شفاعت نمی‌رسد هر دست!

 

اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاه

به اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست

 

حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفت:

مگر به روز قیامت رود به منبر، دست

 

اشعار پیشواز ماه محرم

 

دل دمادم نینوایی می شود

بار دیگر کربلایی می شود

 

موسم ماه محرم می رسد

دل به یکباره هوایی می شود

 

می زند دم از حسینِ فاطمه

نغمه ی دل آشنایی می شود

 

دست ها سوی ضریحش می رود

عازم کوی گدایی می شود

 

بزم ماتم با صدای نام او

بزم اشکِ با صفایی می شود

 

هیئت سوگ و عزای عاشقان

شامل لطف خدایی می شود

 

اشک ماتم بر علی اکبرش

درد عالم را دوایی می شود

 

از مرام ساقی لب تشنگان

خوی ما هم باوفایی می شود

 

در عزای اصغرِ شش ماهه اش 

سینه ها مهد نوایی می شود

 

با دل شیدای زینب خواهرش

دل حریم کبریایی می شود

 

نالم از دیدار زینب با حسین

آن زمانی که جدایی می شود

 

جان بسوزد بر رقیه دخترش

در عزایش دل فدایی می شود

 

در میان محفل ذکرِ حسین

بر دلِ تنگم ندایی می شود

 

فطرس افسرده با سوزِ دلش

گفت بر من هم دعائی می شود؟

حسن ثابت جو

 

گردآوری:بخش سرگرمی دخترونه

مجلهتفریحیسرگرمیدخترونه

۴ دیدگاه
  1. hack 2 ماه قبل

    Please let me know if you’re looking for a writer for your blog.
    You have some really great articles and I believe I would be a good
    asset. If you ever want to take some of the load off, I’d love to write some articles for your blog in exchange for
    a link back to mine. Please send me an e-mail if interested.
    Regards!

  2. ۶٫ New York Academy for Performing and Film.

  3. I studied in a couple of faculties for acting.

  4. Gemma 4 هفته قبل

    Some schools make this a two-stage process.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

CONTACT US

We're not around right now. But you can send us an email and we'll get back to you, asap.

در حال ارسال

©2018 KLEO Template a premium and multipurpose theme from Seventh Queen

ورود با حساب های شما

اطلاعات حساب خود را فراموش کرده اید